ساده نویس

تراوش های یک ذهن ساده

ساده نویس

تراوش های یک ذهن ساده

ساده نویس

گویند هر وبلاگ یک سنگر
سنگری ساخته ایم
ببینیم کجای جبهه راهمان دهند
کجایش هم مهم نیست
مهم سرجای خود بودن است
و محض "او" بودن...

فرمودی"وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ..."
و گفتی "وَ لکِنَّ اللهَ رَمی".
حال، خود دانی و کلمات!

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
  • ۲۴ اسفند ۹۳ , ۲۱:۴۲
    صفر!
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۲/۱۰/۰۱
    ...
آخرین نظرات
  • ۱۶ اسفند ۹۴، ۰۰:۳۳ - مجتبی و‏او
    احسنت

۵ مطلب در آبان ۱۳۹۴ ثبت شده است

فلفل

جمعه, ۸ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۲۹ ق.ظ | ساده نویس | ۱ نظر

میگه ما چجوری بوجود اومدیم؟

میگم خدا 

میگه نه! چجوری شد که ما از پدر و مادر متولد شدیم؟! چه اتفاقی افتاد؟

هنگ کردم

نامردا بزرگترا می‌خندیدن می‌گفتن بذار آخر جلسه بهت میگیم



پ.ن: نوشتم شاید شمام مواجه شدید باهاش. در موردش فکر کنید.


کاپشن نیم‌وجبی

جمعه, ۸ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۲۶ ق.ظ | ساده نویس | ۰ نظر

میگه هادی میخوای مثل پیرمردا یه گوشه سینه بزنی؟

 سر تکون میدم که آره

کاپشن نیم وجبی‌شو میده بهم و می‌دوه وسط و توی راه یه: حواست بهش باشه میگه

داره وسط خودشو میکشه

پسر خوبیه. خنده‌روئه. نماز جماعتیه.

حرارة فی قلوب المومنین رو اینجوری هم میشه دید.


مغول‌های اجتماعی

جمعه, ۸ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۲۵ ق.ظ | ساده نویس | ۰ نظر

میگه چرا مغول‌ها به چندنقطه حمله کردند و به یک‌جا حمله نکردن؟

میگم نمیدونم. میخوای چیکار؟ مغول‌ها رو از کجا می‌شناسی؟

میگه سوال درس بعدی اجتماعیمونه میخوام سرکلاس جواب بدم O.o


پ.ن: اصلاً مگه از "مغولها" توی اجتماعی میاد؟ زمان ما داستان "خانواده آقای هاشمی" بود


هنو مرد نشدی!!

جمعه, ۸ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۲۴ ق.ظ | ساده نویس | ۱ نظر

میگه برام برو خواستگاری!

میگم چرا خودت نمی‌ری؟

میگه روم نمیشه.

میگم پ هنو مرد نشدی!

میگه دو نفرو میخوام. این که میدونم جواب رد میده بعدش میریم اون یکی O.o

میگم بازم نشد. هنو مرد نشدی...


پ.ن: خدا رحمتش کنه.امسال از بین ما رفت... ذاکر اباعبدالله بود.

مجمع

جمعه, ۸ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۲۳ ق.ظ | ساده نویس | ۰ نظر

پنج شب میونداری کرده تو هیئت

اومده میگه:

من خاک پای رهبرم هستم

اما ما چرا باید دینمون رو از اعراب بگیریم؟!


مجمع الاضدادیه برا خودش : ))