ساده نویس

تراوش های یک ذهن ساده

ساده نویس

تراوش های یک ذهن ساده

ساده نویس

گویند هر وبلاگ یک سنگر
سنگری ساخته ایم
ببینیم کجای جبهه راهمان دهند
کجایش هم مهم نیست
مهم سرجای خود بودن است
و محض "او" بودن...

فرمودی"وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ..."
و گفتی "وَ لکِنَّ اللهَ رَمی".
حال، خود دانی و کلمات!

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
  • ۲۴ اسفند ۹۳ , ۲۱:۴۲
    صفر!
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۲/۱۰/۰۱
    ...
آخرین نظرات
  • ۱۶ اسفند ۹۴، ۰۰:۳۳ - مجتبی و‏او
    احسنت

۷ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

کجایی؟

شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۱۹ ب.ظ | ساده نویس | ۱ نظر

در روایت داریم که بهشت زیر پای مادران است؛ پس اگر می‌خواهی به بهشت بروی، باید مادرت از تو راضی باشد. 

اگر می‌خواهی ببینی کجای بهشت هستی، ببین کجای قلب مادرت هستی، حالا همین را در مورد رضایت و عدم رضایت امام زمان -عجل‌الله تعالی فرجه- قیاس کن.

مادر و بابا و اصل خلق، اوست / ای خنک آن‌کس که دل داند ز پوست


استاد اصغر طاهرزاده

مبانی معرفتی مهدویت، ص۴۱

رحمان

شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۸:۲۶ ب.ظ | ساده نویس | ۲ نظر


انگار که یک کوه، سفر کرده از این دشت

آن‌قدر که خالی شده، بعد از تو جهانم

ذائقه

جمعه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۲۷ ق.ظ | ساده نویس | ۰ نظر
جوان، شهر را به شیرینی سنتی خاطرات کودکی‌ش می‌شناخت
این‌بار اما، حلاوت صید کرده بود

آقاجان...

دوشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۵۲ ب.ظ | ساده نویس | ۰ نظر

جوان، آرام، بین رفتن و نرفتن

وارد خانه شد

نزدیک‌تر که رفت

مادرجان به استقبال آمد

اشاره کرد به همان اتاقی که از اول چشم جوان را گرفته بود.

داخل که شد، چهره‌ی آشنای پیرمرد را دید

سیمای پیرمرد، در چشم‌های جوان می‌درخشید

اما جوان انگار، بی‌تفاوت تر از این‌ها بود

و شاید زمینی تر!

سلام داد و نشست

صحبت‌های جوان گل انداخته بود که

 پیرمرد به تنها اهل خانه گفت: " پذیرایی بیاورید جانم"

مادرجان بشقابی پشت در گذاشت

پیر گفت: "چی آوردید جانم؟"

گفت: "شرمندگی..."

جوان، شرمسار، سر به زیر انداخت

دانست اینجا، جای دیگری است

شبیه خانه‌ی یار...

دیده و دل

دوشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۴، ۰۱:۵۳ ب.ظ | ساده نویس | ۰ نظر
عکس‌ها که آماده شد
"نور"، چشم‌های سوژه را سرخ کرده بود
.
.
.
سوژه، عارف شده بود!

پ.ن: راه اینقدرها دور نیست.

تخدیر، خلأ

يكشنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۵۸ ق.ظ | ساده نویس | ۰ نظر
دلیل گوشه نشینی عرفا را نمیدانم
همانطور که
دلیل کافه نشینی روشنفکران را

زندگی و زمانه

جمعه, ۷ اسفند ۱۳۹۴، ۰۱:۵۸ ب.ظ | ساده نویس | ۰ نظر

خرداد 1379 آقای خامنه‌ای با نمایندگان مجلس دیدار داشت. از آنها خواست اولویت‌ها را در نظر بگیرند: «امروز در بعضی گفته‌ها و اظهارات راجع به شخصیت و شرف و کرامت انسان در جامعه حرف زده می‌شود. کدام نقض کرامت انسانی از این بالاتر که پدر خانواده‌ای نتواند اولیّات زندگی فرزندانِ خودش را تامین کند؟! صبح تا شب کار کند آخرش به من یا شما یا به آن مسئول دیگر نامه بنویسد که من دو ماه است به خانه‌ام گوشت نبرده‌ام! مسالۀ معیشت قطعا در اولویت اول است. معیشت که نبود، دین هم نیست، اخلاق هم نیست، حفظ عصمت و عفت هم نیست، امید هم نیست!»


کتاب «زندگی و زمانۀ آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای»

telegram.me/zamane_khamenei